تبليغاتX
:: دموکراسی(اصلاحات در درون اصلاحات) ::

دموکراسی(اصلاحات در درون اصلاحات)

 

  چكيده دمكراسي هيچگاه فراتر از اين سه اصل نيست؛آزادي انتخاب،آزادي انتقاد وآزادي عزل حاكماني كه خود ما انتخاب ميكنيم...
   کاربر عزيز به وبلاگ دموكراسي خوش آمديد!با تشكر ترابي      همراه شو عزيز ،تنها نمان به در كاين ،درد مشترك، هرگز جدا جدا ،درمان نمي شود  

درباره وبلاگ

  اگر در صحنه حق و باطل نیستی اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی هر جا که میخواهی باش چه به شراب نشسته چه به نماز ایستاده هر دو یکی است
((دکتر علی شریعتی))


کارل رایموند پوپر فیلسوف بزرگ اتریشی معتقد است :در جامعه ای که امکان اصلاح وجود ندارد کمترین اصلاح انقلاب است و درجامعه ای که اصلاح پذیر است بزرگترین انقلاب اصلاح است. ایشان معتقد است ما به این دلیل دمکرات نیستیم که همیشه حق را به اکثریت می­دهیم. قرار نیست که اگر اکثریت حتی تصمیم به نفع استبداد بگیرد، یک دمکرات دست از اعتقادات خود بردارد.

درود بر تمامي آزاد انديشان و حاميان حاكميت مردم و جامعه مدني

اینجانب حیدر ترابی کارشناس مدیریت دولتی و عضو مجمع جوانان اصلاح طلب ايران، برای حمایت از اصلاحات در کشور عزیزم ، وبلاگ فوق را طراحی نموده ام .شعار اصلی من در این وبلاگ اصلاحات در درون اصلاحات برای نیل به دموکراسیست. زیرا معتقدم اصلاحات پروسه است نه پروژه . زمانی ما به اهدافمان که همانا تحقق دموکراسی در جامعه است ،دست پیدا خواهیم کرد که اصلاحات را در درون اصلاحات انجام دهیم ؛ نه در درون استبداد .
انتقادات و پیشنهادهای شما چراغ راه ماست.....
تقدیم به تمامی اصلاح طلبان تاریخ ایران وجهان و تقدیم به رهبر اصلاحات معاصر ایران "<سید محمد خاتمی>
وسخنی زیبا از محمد خاتمی زینت بخش پایانی نوشته های من : مردم بدانند در غیبت آنها اوضاع بهتر نمی شود. نگذارید سلیقه ای که متعلق به اقلیت است حاکم شود. طنین صدای گروههایی که به جمهوریت اعتقاد ندارند در جامعه پایین است و حضور مردم باطل السحر محدودیتهای انتخابات است .
آرشیو موضوعات
پیوند های روزانه
ياران باران

دکتر محمد خاتمی
مجمع جوانان اصلاح طلب ایران
انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی
میرزا بنویس
وب سایت جبهه مشارکت ایران اسلامی
دکتر مصطفی معین
محمد علی ابطحی
معصومه ابتکار
کتابخانه باشگاه اندیشه
مینا درعلی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ازاد کاشمر
اصلاحات مرد زنده باد اصلاحات
جبهه دوم خرداد
پرگاس
دموکراسی - علمی خبری تحلیلی
باران
ایرانیان پاک سرشت
هفت حرف
گفتمان اصلاحات
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
روزنامه صاحب قلم
عماد الدین باقی
عباس عبدی
جامعه زنان انقلاب اسلامی
نگاه متفاوت
صادق زیبا کلام
آزادی را فریاد کن... انسانیت را آرزو
محسن سازگارا
مریم بهرمن
سفیر چپ
عارف آزاد(دبير كل مجمع جوانان اصلاح طلب)
دکتر احمد شیرزاد
جوانان جبهه مشارکت
نگاه کویر
دکتر مهاجرانی
نخبگان ترشیز
مجمع نمایندگان ادوار
کاوه یونسی
محمد جواد کاشی
سیده زینب بحرینی
امید فردا
شیوا شناوری
مروت ومدارا(مرادی)
علیرضا مشارکتی
مدیران جهانی
ایران آباد
محصصی
کمپین آزادی پلی تکنیک
محمد حسین زارع
فردای ایران
حمید لطفی
حقوق بشر
انتخابات 86 در حوزه کنگان ، دير و جم
تک پسر
خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
پایگاه خبری اصلاح طلبان لرستان(خدائی)
سازمان مدیریت صنعتی
تاریخ وفرهنگ لر(خدائی)
اصلاح طلبان بروجرد
دانشگاه آزاد لاهیجان
دکتر ابراهیم یزدی
فردای دیگر
دست نوشته های ساده(سمیه نصرتی)
ايران خبر
سرزمین مظلوم من
سعيد آگنجي
اصيل زاده
محمدي
آرش صادقي (عضو شوراي مركزي جوانان اصلاح طلب)
اصلاحات
گالري قالب وبلاگ

پشتیبانان

اي تاريخ توبگو

 

 

اي تاريخ توبگو(درد دل من با تاريخ تو هم بخوان اي دوست)

 

 

امشب آمده ام تا با كسي سخن بگويم كه از همه صادق تراست ، امشب آمده ام با كسي سخن بگويم كه زبان دل و قلب آدميست و كسي كه آنچه كه شد و آنچه كه خواهد شد را براي ما و آيندگان ميگويد .واو كسي نيست جز معلم بزرگ بشريت، تاريخ .

او به من گفت كه آدم چگونه فردوس برين را با خوردن گندم زمانه خويش، به دير خراب آباد مبدل ساخت . اوبه من گفت كه چنگيزها،تيمورها،هيتلرها، پينوشه ها،صدام ها و هزارن هزار جنايت كار ديگر با اجداد و هم نوعان من چه كردند و سرنوشت آنان چه شد و در مقابل نام بزرگاني همچون  حسينها ،كوروشها،مارتين لوترها ، اميركبيرها ، مصدق ها و آزاد مردان ديگر را با صداقت تمام براي هميشه زنده كرد و اين بارمي خواهم كه باز هم زبان بگشايد و براي ما بگويد ؛از زمان معاصر ما .

 من ميدانم كه تاريخ بسيار شكيباست و ميدانم كه او چيزي را از قلم نخواهد انداخت و اگر سكوت ميكند مصلحت انديشي اوست . اما اين بار ميخواهم كه او نيز سنت شكني كند و سكوت رابا فرياد بشكند و بگويد آنچه را كه در صد سال اخير بر پدران و برادران من گذشت. بگويد از مشروطه خواهان كه چگونه مشروطه را با استبداد جايگزين كردند و بگويد كه گندم زمان آنها چه بود كه آرزوي ملت بزرگمان را براي حاكميت مردم و دموكراسي چگونه به نا كجا آباد استبداد مبدل ساخت.بگويد كه مصدق در درون استبداد چه كرد وآنها كه بايد ياورش مي شدند با او چه كردند. بگويد كه ما هميشه بعد از اينكه بزرگي را از دست ميدهيم ،تازه مي فهميم كه او كه بود و ما چگونه به او جفا كرديم وبگويد از حافظه هاي فراموشكار انسانهاي تاريخ سازكه خود همواره بر آن غبطه مي خورند .بگويد كه استبداد چگونه ما را اين باربه فكر دگرگوني وا داشت و با همدلي و همراهي پيري فرزانه،چگونه پايه هاي پوشالي و بي اساس آنرا دگرگون ساختيم وآنرا به قعربرگه هاي پرازعبرت درون تو برديم .اما اين بارنه با مشروطه ، بلكه با مشروعه . بگو از آنان كه با هم همدل شدند و استبداد را فرو ريختند و از ميان خود نمايندگاني فرستادند كه پاسدار حقوقشان باشند،چگونه خود پرچم استبدادي ديگر را برافراشتند واصيلان چگونه به دام وكيلان خويش گرفتارآمدند و وكيلان چگونه ناقض آرمانهاي اصيلان شدند .بگو كه وكيلان در هيجده تير چگونه آنان را كه هميشه براي ما افتخارمي آفرينند با بي رحمي تمام به خاك و خون كشيدند .بگو كه با خاتمي و يارانش چه كردند و دربرابر منتخب بيست و دوميليوني مردم چگونه ايستادند.

 اي تاريخ درپاسخ آنان كه گفتند خاتمي چه نكرد!؟..و از او توقع معجزه داشتند اين بارتو زبان بگشاو بگوكه خاتمي چه كرد ودر مقابل، با خاتمي چه كردند. اي تاريخ پر از افسوس من و اجداد من، بگو از مظلوميت ماوپدران ما و بگو از مظلوميت خاتمي .كسي كه براي همه بود حتي آنان كه با چوب چماق بر سراو و ياران او مي زدند و در هر نه روز براي انداختن چوب لاي چرخ اصلاحات و رفورم چگونه يك بحران آفريدند.اي تاريخ تو بگو كه از حاكميت قانون چه كساني رنج مي برند واز نام دموكراسي و جامعه مدني و اصلاحات  چه كساني هراس دارند و چرا از آن گريزانند و چرا در مقابل آن ايستادگي ميكنند؟!.اي تاريخ تو بگو كه خاتمي قهرمان را با بيست و دو ميليون راي چگونه از نگاه مردم كه همان رسانه مليست( نه ميلي) به دور كرده اند . به راستي آيا رسانه ملي رسانه بيست و دو ميليون راي دهنده نيست كه نبايد منتخب سالهاي نه چندان دورشان را در آن ببيند و رنج آورتر آنكه با تدارك بخش به ظاهر خبري اما در عمل تخريبي بيست وسي، او وعملكردها ويارانش را به طور زيركانه اي زير پا گذاشته و له ميكنند.اما من هنوز معتقدم ، ميشود عشق به آنها آموخت. و تو نيز بياموزوخواهي آموخت، اي تاريخ آموزنده .

  تو به آنان  كه به ظاهريار اصلاحات و خاتمي بودند بگوكه چگونه با جفابه  اصلاحات و خاتمي زمينه سازفاجعه امروزشدند ،وبه آنان كه در مقابل اراده مردم ايستادگي ميكنند بگو كه در پيشگاه عدل الهي وو‍‍‍‍ژدانهاي بيدار ملت مظلوم ايران، بايد پاسخگو باشند.تو بگو كه فقرو اعتياد چگونه هم وطنانم را يكي پس از ديگري مي بلعد و به كام نابودي ميكشاند و تو بگو كه توانمندان و حاكمان زرو زور در سه سال اخير چگونه توانمندتر و تهي دستان، بي چيزتر شدند.از مهرورزي بگوو از شعار زيباي عدالت كه سردادند و امروز قرين سه سال از آن گذشت و از آن خبري نشد .از آوردن نفت بر سرسفره ها بگوواز آنچه بر سر اقتصاد بيمار ما آمد، از فروپاشي پارادايم شكل گرفته جامعه مدني ما كه به همت اصلاحات و خاتمي بنا شد و هزينه هاي سنگيني بر دوش اصلاحات گذاشت ،سخن به ميان آور. از منزلت نابود شده ما در افكار جهانيان بگو و از قطعنامه هاي يكي پس از ديگري . از دانشگاه زنجان بگو و از افشاگريهاي پاليزدار و از آنچه كه من نميدانم ، اما تو ميداني، بگو ................اي تاريخ.

 

لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 11:41  توسط ترابی  | 

عكس خاتمي پشت زمينه گوشي هاي موبايل

اين روزها كساني كه با بنده آشنائي دارند ،با توجه به سابقه اينجانب درخواست تكراري قابل تاملي از بنده ميكنند آنها ميدانند كه گوشي من پر از عكسهاي خاتميست و در محيط كار(نساجي بروجرد)و دوستاني كه در بيرون از محيط كار با  من آشنائي دارند از من ميخوان كه براشون عكس خاتمي رو  بلوتوث  كنم .

چند روز پيش كه به در خواست يكي از دوستان عكس خاتمي را براش ارسال نمودم ،  به نكته جالبي برخوردم كه بيان آن خالي از لطف نبود ، راستشو بخوائيد كمي باعث تعجب  من هم شد ،هر چند اين روزها با توجه به شرايط جامعه، اين قبيل كارها دور از انتظار نيست اما اين دوست بنده كه تقاضاي عكس خاتمي را از من كرده بود ، سه سال پيش يكي از طرفداران سر سخت و متعصب دكتر محمود احمدي نژاد.. بود و امروز يواشكي عكس خاتمي را زمينه موبايلش كرده بود ِ وقتيكه اتفاقي من پيشش رفتم و چشمم به گوشي او افتاد؛ اولش گوشي رو قايم كرد تا من نبينم ولي همين كه فهميد من متوجه موضوع شدم گفت: بابا ديگه خسته شديم از اين آقاي احمدي نژاد خدا كنه كه خاتمي بياد؟!!!... زمان رئيس جمهوري او اوضاع خيلي بهتر بود .گفتم خوشحالم كه بالاخره مردم دارند واقعيتها رو مي بينند اما نكته اينجاست كه اگه خاتمي نياد بايد چكار كنيم ؟.... گفت مگه ممكنه نياد ؟ گفتم بله احتمالش هم كم نيست . گفت اگة نياد بايد چكار كنيم ؟آخه وضعيت خيلي خرابه ....... گفتم اميدوارم كه قبول كنن اما با وجود  علاقه بسيار بنده واحترامي كه براي آمدن خاتمي قائلم ، اگر هم نيامد راه ديگري وجود دارد . گفت چه راهي ؟ گفتم دوست من: هر چند كه خاتمي رهبر بزرگ اصلاحات ما براي هميشه هست و خواهد ماند ، اما اصلاحات يك تفكر بزرگ است كه نيروهاي شايسته ديگري هم دارد كه مي توانند خلآ و نبود خاتمي را پر كنند و اگر هم به فرض اينكه خاتمي نيايد ، اصلاح طلبان كشور نيروي شايسته ديگري را معرفي خواهند كرد كه اميدوارم مردم بتوانند تشخيص درست دهند و اين بار به ياران خاتمي راي دهند تا پروسه اصلاحات همچنان پيش برود . و اينچنين بود حكايت اين دوست ما كه برايم جالب بود تا در وبلاگم بزارم .

 

درود بر شما

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 18:44  توسط ترابی  | 

شعر خلوت من

شعري كه هميشه دوستش دارم و با خلوت من است تقديم به شما

پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس

نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن

چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون
تو آسمون نديدن خورشيد چه نوري داره
چشمه ي کوه مشرق چه راه دوري داره

قفس به اين بزرگي کاشکي پرنده بودم
مهم نبود پريدن ولي برنده بودم
فرقي نداره وقتي ندوني و نبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني

چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون

پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس

نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن


چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون

لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 21:0  توسط ترابی  | 

نامه آبراهام لينكلن به پسرش

 
به پسرم درس بدهيد، نامه ی آبراهام لینکلن به فرزندش:

او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند ، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد ، انسان صديقي هم وجود دارد . به او بگوييد ، به ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود . به او بياموزيد ، كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست . مي دانم كه وقت مي گيرد ، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش ، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد . به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد . از پيروز شدن لذت ببرد . او را از غبطه خوردن بر حذر داريد . به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد .
اگر مي توانيد ، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد . به او بگوييد تعمق كند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود . به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند ، دقيق شود .به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد . به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ، ملايم و با گردن كش ها ، گردن كش باشد . به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند .ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد . اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند . به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد .به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست .به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد .در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد . بگذاريد كه او شجاع باشد ، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه ميتوانيد بكنيد ، پسرم كودك كم سال بسيار خوبي است.
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 19:2  توسط ترابی  | 

گزیدهای از اندیشه های کارل رایموند پوپر فیلسوف بزرگ اتریشی

 

«ما به جامعه‌ای نیاز داریم که آزادی هر فرد با آزادی دیگران سازگار باشد»

پوپر متفکرانی را که با اندیشه­های خود عملا" در خدمت خودکامگان و راهگشای حکومت­های جبار بوده­اند، «پیامبران کاذب» می­نامد و تأکید می­کند  که ما باید در انتقاد از میراث فرهنگی خود روشن سخن بگوییم و عادت دفاع از بزرگمردان را ترک کنیم، چرا که بسیاری از آنان از راه تاختن به آزادی و عقل، خطاهای سنگین مرتکب شده­اند و تسلط فکریشان هنوز مایه­ی گمراهی انسانهاست.

از همین جهت وی متقابلا" پیشنهاد می­کند که بهتر است پرسشی فروتنانه­تر را جانشین پرسش کلاسیک افلاطونی در مورد دولت کنیم و آن اینکه بپرسیم: «چه­کار می­توانیم بکنیم تا نهادهای سیاسی خود را به صورتی سازمان دهیم که امکان زیان وارد کردن حکمرانان بد و نالایق را که فراوانند به حداقل برساند». پوپر معتقد است که بدون تغییر در طرح پرسش یادشده، هرگز نمی­توانیم به نظریه­ای عقلانی در مورد دولت و مؤسسات آن و یک نظام سیاسی عادلانه نائل گردیم. بنابراین باید به عوض پرسش افلاطونی در این مورد که «چه کسی باید حکومت کند؟»، متواضعانه بپرسیم که: «کدام شکل حکومتی اجازه می­دهد بتوانیم یک حکومت زورگو و یا هر حکومت بد دیگری را بدون خونریزی برکنار کنیم؟». به این ترتیب می­توان نتیجه گرفت که دمکراسی امروز نیز مانند دمکراسی ۲۵۰۰ سال پیش در آتن، تلاشی است برای ایجاد آنچنان نظام حکومتی که باید مانع عروج جباریت شود.
پوپر خاطر نشان می­سازد که دمکراسی به معنای «حکومت مردم»، نام فریبنده­ای است، چرا که در هیچ جا مردم حکومت نمی­کنند و نباید هم حکومت کنند. زیرا حکومت اکثریت به سادگی می­تواند به بدترین نوع جباریت تبدیل شود و حقوق اقلیت را یکسره از میان بردارد. اما دمکراسی تنها شکل حکومتی است که علیرغم نام فریبنده­ی خود و تحت فشار مشکلات و دشواری­های عملی، توانسته این هدف را در مقابل خود قرار دهد که با وضع کردن قوانین مشروط، ایده­های عدالت، انسانیت و بیش از هر چیز آزادی را در چارچوب قانونیت، تا آنجا که مقدور است متحقق سازد. به این اعتبار می­توان گفت که دمکراسی از نظر پوپر نه حکومت مردم، بلکه تجهیز نهادی در مقابله با دیکتاتوری است. دمکراسی­ها در تلاشپوپر در تعیین سنجیدار نظام سیاسی آزاد خاطر نشان می­سازد که نظامی از نظر سیاسی آزاد است که نهادهای سیاسی آن به شهروندانش این امکان عملی را بدهد که در صورت اراده­ی اکثریت بتوانند حاکمان را بدون خونریزی برکنار سازند. به عبارت دیگر ما هنگامی از نظر سیاسی آزادیم که بتوانیم حاکمان خود را بدون خونریزی برکنار کنیم و تا زمانی که چنین امکانی داریم نباید نگران باشیم که چه کسی حکومت می­کند. پوپر نام چنین نظامی را که در  دمکراسی­های غربی وجود دارد «جامعه­ی باز» می­گذارد. مهمترین ویژگی جامعه­ی باز، علاوه بر سنجیدار یادشده، رقابت آزاد بر سر نظریات علمی و شفافیت در گستره­های آن است. جوامع باز نقطه­ی مقابل جوامع بسته و توتالیتاریستی هستند که در آنها به جای رقابت آزاد بر سر نظریه­های علمی، منظومه­ی کاملی از عقاید ایدئولوژیک با ادعای انحصار حقیقت حاکم است. در جوامع باز، روش نقد خردگرایانه، به نابودی منتقد نمی­انجامد و خشونت در حذف نظریات مخالف نقشی ندارد. نقد عاری از خشونت است که راه را برای انکشاف خرد می­گشایدند تا به یاری قوانین مشروط و تأسیسات ساختاری، مانع شوند تا جباریت سربرآورد، اگر چه این تلاشها همواره قرین موفقیت نبوده است.

به نظر پوپر، دمکراسی نمی­تواند و نمی­بایست در حق شهروندان خود نیکوکاری کند. در واقع نیز دمکراسی به تنهایی نمی­تواند کاری صورت دهد. نیکوکاری­ باید توسط شهروندان صورت گیرد. دمکراسی چیزی جز چارچوبی مناسب برای کنش افراد نیست و ما اجازه نداریم دمکراسی و آزادی را با رفاه و معجزه­ی اقتصادی یکی بگیریم. خطای بزرگی است اگر برای مردم چنین تبلیغ کنیم که آزادی برای همگان رفاه، و دمکراسی برای جامعه اعتلای اقتصادی به همراه خواهد آورد. آزادی هرگز به معنای رفاه و خوشبختی تک تک انسان­ها نیست. این امر تا حدود زیادی به شانس و اقبال و شاید به طور نسبی به لیاقت و تلاش و فضیلت­های دیگر وابسته است. باید بطور واقع­بینانه مرزهای دولت رفاه را در نظر گرفت و خطرناک است اگر مسئولیت انسانی را در مورد خود و وابستگانش از او سلب و یا پیکار زندگی را برای انسان جوانی زیادی آسان کنیم. چرا که در نتیجه­ی از بین­رفتن مسئولیت شخصی بی­میانجی، می­تواند معنای زندگی افراد نیز از دست برود.

پوپر یادآور می­شود که ما به این دلیل دمکرات نیستیم که همیشه حق را به اکثریت می­دهیم. قرار نیست اگر اکثریت تصمیم به نفع استبداد بگیرد، یک دمکرات دست از اعتقادات خود بردارد. پوپر نقش نهادهایی را که ریشه در سنت­های دمکراتیک جامعه دارند بسیار با اهمیت تلقی می­کند و یک آرمانشهر (اتوپی) لیبرال، یعنی دولتی را که بصورتی خردگرایانه بر شالوده­ای بدون­سنت استوار باشد ممتنع یا ناممکن می­داند. برای او لیبرالیسم اعتقادی است متکی بر تغییرات اصلاح­طلبانه و تدریجی و نه یک طرح انقلابی. وی خاطر نشان می­سازد که آن دسته از سنت­های دمکراتیک جزو مهم­ترین هستند که چارچوب­های اخلاقی (منطبق بر چارچوب­های نهادی قانونی) جامعه را تشکیل می­دهند و تجسم معنای سنتی عدالت و آداب و رسوم و احساس اخلاقی هستند. این چارچوب اخلاقی، شالوده­ای است که بر مبنای آن هر جا که لازم باشد یک توافق عادلانه و منصفانه میان علایق و منافع متعارض ممکن می­گردد. طبیعی است که چنین چارچوبی تغییرپذیر است، اما تغییرات آن نسبتا" آرام و تدریجی صورت می­گیرد. هیچ چیز خطرناک­تر از ویران کردن این چارچوب و این سنت نیست. یک چنین اقدام ویرانگرانه­ای (همانگونه که رژیم ناسیونال­سوسیالیسم در آلمان نشان داد)، قهرا" به زیرپاگذاشتن و از بین­بردن همه­ی ارزش­های انسانی می­انجامد.

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 0:6  توسط ترابی  | 

همايشي با عنوان «حماسه دوم خرداد»

كولايي: دوم خرداد تلاش براي دموكراسي برپايه گفتمان اصلاحي بود

كولايي اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت دوم خرداد را فرصتي براي طرح آرزوهاي دموکراتيک‌سازي دانست و گفت: در اين فضا گفتماني که ارائه مي‌شود، گفتمان اصلاحي است نه گفتمان انقلابي و اين گفتمان در برابر قرن‌ها استبداد و لگدمال شدن حقوق و آزادي‌هاي فردي و جمعي مطرح شد...

-------------------------------------------------------

همايشي با عنوان «حماسه دوم خرداد» از سوي انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز در تالار خوارزمي اين دانشگاه برگزار شد.
دکتر الهه کولايي، فعال سياسي و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت با اشاره به تجربيات مختلف دموکراسي در دنيا اظهار داشت: در تمام دنيا مردم تلاش مي‌کنند حکومت‌هاي دموکراتيک ايجاد کنند، در ايران نيز اين تلاش ارزشمند است با اين تفاوت که ما دچار نوعي تسلط و بازگشت به گذشته هستيم.

اين فعال سياسي با بيان اينکه صد سال پيش کشور ايران تجربه دموکراسي را در خاورميانه داشته است، نسبت به روند شكل‌گيري مجلس هشتم انتقاد كرد.

وي با بيان اينکه انقلاب اسلامي به عنوان يک فراز، گامي بزرگ به سوي دموکراسي بود، گفت: دوم خرداد همان تلاش اما بر پايه يک گفتمان اصلاحي بود.

وي دوم خرداد را فرصتي براي طرح آرزوهاي دموکراتيک‌سازي دانست و گفت: در اين فضا گفتماني که ارائه مي‌شود، گفتمان اصلاحي است نه گفتمان انقلابي و اين گفتمان در برابر قرن‌ها استبداد و لگدمال شدن حقوق و آزادي‌هاي فردي و جمعي مطرح شد.

به اعتقاد وي حکومت‌هاي دموکراتيک نيازمند ايجاد زيربنا و تدارکاتي هستند تا امکان برگزاري اين نوع حکومتها فراهم شود.

وي با طرح اين سوال که شرايط حاکم بر تلاش‌هاي مردم ايران براي دموکراتيک سازي چه بود؟ اظهار داشت: نيازمند ساختارهاي زيربنايي مقوم دموکراتيک سازي هستيم و معتقدم عنصر سياست و مؤلفه سياست با همه نفوذ خود بحشي از ماجراست و دموکراتيک سازي عناصري چون اقتصاد و فرهنگ را نيز بايد مورد توجه قرار دهد و نخبگان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي همه با هم بايد در ساختن جامعه دموکراتيک نقش داشته باشند و فقط اين نخبگان سياسي نيستند که در اين فرايند نقش دارند.

اين فعال سياسي همچنين با طرح اين سوال که براي مديريت فرآيند دموکراتيک‌سازي چقدر به تجربه‌هاي ديگران مراجعه مي‌کنيم؟ اظهار داشت: مديريت تحولات اجتماعي و سياسي چقدر بر اساس برنامه سنجش امکانات صورت مي گيرد؟

وي افزود: تجربه اتحاد جماهير شوروي، اسپانيا و برزيل جلوي روي ماست و بايد در مديريت تحولات اجتماعي اين تجربه‌ها را به کار گيريم.

وي در پاسخ به سخنران پيش از خود که پرسيد که رأي 20 ميليون نفري مردم به خاتمي کجا رفت و چرا هم اکنون آن 20 ميليون نفر نيستند؟ اظهار داشت: فراموش نکنيم که در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مجموع کانديداهاي اصلاح طلب بيش از 17 ميليون رأي آوردند، لذا معتقدم نمي‌توانيم رفتارهايي را نشان بدهيم و منتظر پيامد آن رفتارها نباشيم، بنابراين اولويت امر را بايد منافع مردم و منافع جرياني که تمام تلاشمان براي پيشبرد آن است، قرار داد.

کولايي تاکيد کرد: بايد از تجربه مشروطه، ملي شدن صنعت نفت، دوم خرداد و سوم تير به عنوان درسي براي ادامه تلاش‌هاي اصلاح‌طلبانه استفاده کنيم و واقعاً بايد ديد چقدر به واقعيت‌هاي جامعه ايراني توجه مي‌کنيم.

اين استاد دانشگاه با تأکيد بر نقش عامل بين‌المللي در دموکراتيک سازي اظهار داشت: عامل بيروني و بين‌المللي در تضعيف پروژه دموکراتيک سازي به خصوص در پايان دهه 70 و آغاز دهه 80 نقش مهمي داشت و معتقدم آمريکا دغدغه‌اش اين است که چه کسي بهتر مي‌تواند منافع او را تأمين کند.

وي از تلاش جمهوري اسلامي ايران براي تحقق آرزوهاي خود به عنوان يک تلاش عام نام برد و گفت: در عين حال کشور ما شرايط خاص خود را دارد و عام کردن آرزوهايش وجود شرايط خاص را نفي نمي‌کند.

پيش از سخنان دکتر کولايي، دکتر مسعود سپهر عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز در سخناني اظهار داشت: خوشحالم از اينکه بعد از مدت‌ها در دانشگاه شيراز آنچه که رسالت اصلي دانشجو و دانشگاه است شکل گرفته، اتفاقي که مي بايست مدام تکرار شود.

اين استاد دانشگاه سخنراني خود را با طرح اين سوال که آن 20 ميليون نفري که به خاتمي رأي داده‌اند اکنون کجا هستند، چرا نيستند و چه اتفاقي براي آنها افتاده؟ اظهار داشت: بايد سوال کرد چرا اين روحيه حضور در مقطعي در کشور ما وجود داشته و الان وجود ندارد.

سپهر افزود: ريشه دارترين و مهم‌ترين امر تعيين کننده هر جامعه، فرهنگ است و معتقدم فرهنگ امري به درازاي تاريخ است، با اين توضيح بايد نگاه کنيم چرا يک روز سيل خروشاني از مردم به راه مي‌افتد و روز ديگر گويي هيچ اتفاقي نيفتاده.

اين فعال سياسي با بيان اينکه هر ملت يک موجود زنده است، گفت: اينکه هر ملت چگونه خود را حفظ کند بستگي به محيط او دارد. ايراني‌ها در طول تاريخ مجبور به حفظ خود بوده‌اند و در اين راه از شيوه لاک‌پشتي استفاده کردند، در واقع به محض اينکه اوضاع نامساعد شد به لاک خود مي روند و با مساعد شدن اوضاع از لاک خود بيرون مي‌آيند با تمام اين اوصاف ملت ما در طول تهاجمات تاريخ ايراني باقي ماند و رنگ عوض نکرد.

به اعتقاد وي دوم خرداد سال 76 مقطعي بود که ملت خود را دوباره نشان داد و از لاک خود بيرون آمد و آنچه که به عنوان سکون و سکوت پس از دوم خرداد مي‌بينيم ، سکوت نيست بلکه يک انتظار است و در واقع افراد منتظر هستند تا زماني که ببينند مؤثر مي‌باشند و اينکه چه وقت مي‌توانند حضور پيدا کنند و حرف خود را بزنند.

وي همچنين معتقد است: هر مرحله از تاريخ ايران يک دوم خرداد است که انتظار دوم خرداد ديگر را مي‌کشد.

به باور وي حاملان فرهنگ ايران زمين فرزندان فردوسي، دهقان زاده طوسي هستند که کار کرد تا فرهنگ و ادب و زبان فارسي بماند لذا آنها منتظر هستند که از ميان خاکسترها، مثل ققنوس‌ها زنده شوند.

وي در پايان گفت: ما به عنوان کسي که مي‌داند در چه وضعيتي قرار دارد بايد پيشگامان شکستن اين لاک باشيم و اگر به سکوت خود ادامه بدهيم اين بحث پايدارتر خواهد ماند.

اين جلسه همچنين با پرسش و پاسخ دانشجويان همراه شد.

دانشجويي از كولايي سوال کرد چرا در مقطعي از اصلاحات برخي بحث عبور از نظام و ارزش‌ها را مطرح کرده‌اند و چرا امروز بوش به خود جرأت مي‌دهد که بگويد از اصلاح‌طلبان حمايت مي‌کند؟

کولايي در پاسخ به اين دانشجو گفت: دوم خرداد بيان يک آرزو بود که ايده‌هاي مردم تحقق پيدا کند و معتقدم اصلاح طلبان يک طيف از انديشه‌ها، ديدگاه‌ها، باورها و اعتقادات بودند که مي‌توانستند نقطه نظرات گوناگوني ارائه دهند، اما هيچ کدام از گروه‌هاي اصلاح‌طلب در تقابل همديگر قرار نداشتند و اگر در بين جريانات اجتماعي و دانشجويي و گروه‌هاي مردم بحث‌هايي مطرح شد که حتي قانون اساسي را زير سوال ببرند اين را بايد نتايج فضاي آزادي دانست که دولت اصلاحات به وجود آورد.

وي تأکيد کرد: اين مردم هستند که صلاحيت دارند چه کسي را بپذيرند و چه کسي را نپذيرند و معتقدم مردم در دوم خرداد براي وجود اين فضا به خاتمي رأي دادند و اينکه آرزويي را بيان کنيم معنايش اين نيست که ظرفيت هم وجود دارد.

اين فعال سياسي با بيان اين عقيده كه در برخي از قوانين ايراداتي مغاير با حقوق انسان‌ها وجود دارد، خاطرنشان كرد: دموکراتيک‌سازي فقط يک امر سياسي نيست؛ بلکه خيلي از مسائل و مشکلات به حوزه اقتصادي برمي گردد اما متأسفانه در ايران همه مسائل را به سمت سياست مي برند.

وي تأکيد کرد: اصلاحات يک قرص نيست که بخوريم و فردا اصلاح‌طلب شويم بلکه نهادها و روش‌هاي دموکراتيک زمينه‌ساز جامعه دموکراتيک است و دموکراتيک سازي يک پروسه است که صبر و حوصله مي‌خواهد و گرنه خاتمي قرار نبود معجزه کند.

وي همچنين در مورد اعلام حمايت بوش از اصلاح‌طلبان نيز گفت: اعلام مواضع دولت آمريکا نسبت به اصلاح‌طلبان نه ناشي از اعلام حمايت از اصلاح طلبان ديني، بلکه بر اساس يک فرض است. براين اساس كه حکومت‌هاي دموکراتيک تنش زا نيستند.

دكتر سپهر در پاسخ به اين دانشجو گفت: ما نه نوکر آمريکا هستيم و نه اسرائيل و من از دانشجويان سوال مي کنم امام حسين (ع) هم حرکت خود را يک حرکت اصلاحي دانست آيا نعوذ بالله بوش از يک معصوم حمايت مي‌کند!؟، لذا معتقدم اينجا دانشگاه است و دانشجو بايد حرف علمي بزند بنابراين صرف اينکه بوش اعلام حمايت مي‌کند معنايش اين نيست که اصلاح طلبان آمريکايي هستند.

 يک دانشجو نيز سوال کرد تفکر منسجمي بر اصلاح‌طلبان حاکم نيست و اين مشکلي است که در اصلاح طلبان وجود دارد چرا؟، کولايي در پاسخ به اين دانشجو گفت: حزب پديده اي است که صرف تأسيسش کارکردها را به دنبال نخواهد داشت؛ بلکه بايد همه اعضاي حزب يک ديدگاه داشته باشند اما اين بايد، يک فعل مکانيکي نيست و زمان مي برد تا همه به يک فکر واحد برسند، لذا با توجه به اينکه حزب مشارکت يک حزب ده ساله است به زمان نياز دارد تا رفتار واحد از خود نشان بدهد.

وي افزود: تجربه ما يک تجربه دموکراتيک در داخل ساختار حزب مشارکت است و رفتارهاي دموکراتيک را داريم ياد مي‌گيريم و فکر مي‌کنم جامعه ايراني نيز در اين مسير حرکت کند.

لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:37  توسط ترابی  | 

به مناسبت سالروزحماسه دوم خرداد

مژده ایدل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمدhttp://www.singleboy2.blogfa.com/rss.aspx
برکش ای مرغ سحر نغمۀ داودی باز
http://www.sheidahamnafas.blogfa.com/post-15.aspx

که سلیمان گـُل از باد هوا بازآمد ...http://www.7524.blogfa.com/post-37.aspx

یازدهمین سالروز حماسه دوم خرداد مبارک باد

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 1:12  توسط ترابی  | 

جوامع اسلامی و مصداقیت دموکراسی

احمد سیر مهجور

پژوهشگر و عضو مرکز مطالعات علوم اجتماعی دانشگاه روان فرانسه

 

                                    جوامع اسلامی و مصداقیت دموکراسی
 

عدم مصداقیت دموکراسی درخارج از بستر تاریخی اش ,این پدیده را درمقابل یک چالش بزرگ قرار داده است.این نوشتارعلل واسباب اساسی عدم مشروعیت وکارائی دموکراسی را در جوامع اسلامی مورد بحث قرار میدهد.


دموکراسی بعنوان یک نظریه سیاسی ، جایگاه خود را در مقابل رژیم های خود کامه و استبدادی در زمان اوج جنگ سرد به اثبات رسانده ایالات متحده امریکا بوسیله شعاردموکراسی و فلسفه اقتصاد بازار, کمونیزم را مغلوب میسازد. بعد ازفروپاشی شوروی دموکراسی بعنوان نمونه واحد نظام سیاسی خود را درمقابل همه انواع رژیم ها از جمله طرفداران نظام اسلامی مطرح و تحمیل میکند.

دموکراسی با رسیدن به کشور های کمونیستی سابق و جهان اسلام ، خود را در مقابل یک چالش بزرگ دیده که قبلا کمونیزم به همچو چالش های مواجه شده بود مگر ازعهده آن بیرون نیآمد و نهایتا خود قربانی مسولیت عظیم تاریخی و چالش شرایط جدید درجوامع با فرهنگ ها, سنن ومعتقدات متفاوت گردید.

امروز دموکراسی بعنوان یک نظام سیاسی بدون رقیب در سطح جهان مطرح شده است، و کشورهای مختلف را در مقابل یک گزینه مهم مبتنی بر پذیرش این ت
ئوری سیاسی وضمایم اقتصادی و فرهنگی آن قرارداده است، تقریبا اغلب کشور های جهان بدون اینکه زمینه ها وشرایط لازم را برای نهادینه کردن آن داشته باشند دموکراسی رابعنوان یک اصل در حیات سیاسی خویش پذیرفته اند.

جهان اسلام که از دیر زمان با این چالش روبرو است، بعد از سقوط دیوار برلین این مقوله به یکی از داغترین مسایل در جوامع اسلامی مبدل گردیده است.علی الرغم اینکه عده ای از رژیم های حاکم درین کشور ها خود را متعهد به پذیرش اساسات دموکراسی و یا نماد های اساسی آن میدانند, ولی این کشورها نسبت به تضاد های موجود میان ارزشهای فرهنگی وعقیدتی شان ودموکراسی , تاهنوز نتوانسته اند یک واکنش منطقی در قبال این پدیده از خود نشان بدهند و یک برنامه فکری و عملی را براساس ارزشها اسلامی و ملی خویش بطور جدی درین زمینه مطرح نمایند.

پژوهشگران علل و اسباب عدم موفقیت دموکراسی را دراکثر این کشور ها ناشی از حاکمیت استبداد , فساد اداری , کمبود دانش و بینش, گسترش فقر و ... قلمداد میکنند. باید درنظر داشت تحقیقات انجام شده در این زمینه , یکی از علل اساسی و بنیادین که مشروعیت و مصداقیت دموکراسی را در جوامع اسلامی زیر سوال میبرد، مسأله «حاکمیت» است. تا زمانیکه این قضیه بخصوص در عرصه قانوانگذاری حل نشود ویا اینکه تعریف متباین ومتمایز برای دموکراسی در جوامع اسلامی مبتنی برارزشهاِی هویتی و مقتضیات جامعه ای خود شان ارایه نشود، بعید به نظر میرسد که ما شاهد استقرار یک نظام سالم بر اساس معیارهای دموکراسی در کشور های اسلامی باشیم.

با صرف نظر از گرایشات سیاسی و ایدیولوژیک، داشتن تصور روشن و واضح که حاوی ابعاد مختلف حاکمیت باشد، برای تکوین یک اندیشه سیاسی جهت ایجاد یک نظام سالم ومستحکم برای رهبری جوامع بشری ,یک امربسیار اساسی ولازمی بشمار میرود. زیرا تا زمانیکه ما یک دیدگاه روشن ومشخص پیرامون مفهوم و دلالت های حاکمیت نداشته باشیم، ما نمیتوانیم موقف خود رادر قبال تیوری ها و نظام های سیاسی رایج بشکل قطعی ومبرهن بیان نماییم.

انسان در اجتماع به پدیده ها، واقعیت ها و نماد های نو برخورد میکند و در قبال هر کدام از خود به نوعی واکنش نشان میدهد، به گفته تارد جامعه شناس و روانشناس قرن نوزده فرانسه، انسان از پدیده های نو یا تقلید میکند یا مقابله میکند یا خودرا به آن هماهنگ میسازد. رشد ونضج فکری فرد و جامعه، روابط میان آنها و تجارب حاصله از آن به نظم اجتماعی تاثیر گذاشته شکل اجتماع را تغییر میدهد که منجر به ایجاد نیاز های جدید میشود، درآنصورت ایجاب میکند تا راه های حل مناسب مبتنی بر ارزشهای حاکم در جامعه جتسجو شود.

تفکراسلامی درعصر حاضربه یک چالش بزرگ تاریخی روبرو است که قدرت و توانمندی اش را در پاسخگوئی به نیاز های قرن بیست ویکم در محک آزمایش قرار میدهد و متاسفانه امروزبجای یک بحث متمدن وتلاش در جهت سعادت و تقویه ارزشهای مشترک و متعالی انسانها , در یک کشمکش ویرانگر ومنفی بازتاب یافته است.

انسان از دیدگاه همه ادیان و مکتب های فکری نقش محوری را درین هستی بازی میکند، انسان از بدو پیدایش اش در ادوار مختلف تاریخ نیاز به سازماندهی روابط اجتماعی خود داشته است که ایجاد قوانین یکی از نیاز های اساسی و مبرم درین زمینه بشمار میرود، براساس جهان بینی های مختلف دینی و عرفی منبع این قوانین فرق میکند، یکی سرچشمه آنرا الهی و دیگری ناشی از اراده مردم میداند, اما هردو گرایش مشروعیت آنرا مرتبط به مرجعیت قانونگذاری میپندارند. یکی از تضاد های که در قوانین اساسی اغلب کشور های اسلامی ملاحظه میشود،همانا موادی است که به صراحت از یکطرف اسلام را دین رسمی دولت و منبع قانونگذاری دانسته ، اصدارو توشیح هر قانون مغاییر یا مخالف به ارزشها و احکام اسلامی را مردود میشمارند، و از طرف دیگر این دولت ها خود را به کنوانسیون ها ومیثاق های بین المللی ازجمله اعلامیه حقوق بشر و دموکراتیزاسیون جامعه ونظام سیاسی حاکم کشورخود متعهد میدانند. و تلاش میورزند تا نظام های خودرا مطابق به ارزشهای نظام دموکراسی و ضمایم اقتصادی و اجتماعی آن جلوه بدهند.

با این تضادها، جوامع و دولت های اسلامی در یک بحران هویت و انتخاب مواجه شده اند که باعث تنش میان گروه ها با اندیشه ها وگرایشات مختلف درکشورهای اسلامی شده است ، به نحویکه هر کدام با برداشت و تفسیر خاص خود از اسلام و دموکراسی، از وضع بنفع خود و جلب افکار عامه بسوی تصورات و شعار های خویش استفاده می نمایند که یکی از عوامل اساسی عدم ثبات و استقرار درین کشور ها بشمار میرود.

تا زمانیکه ما دموکراسی را بعنوان یک نظام سیاسی که مشارکت مردم را در زندگی سیاسی، تمثیل اراده مردم توسط نمایندگان شان در نهاد ها و تشکلات سیاسی , کثرت گرائی وتعدد احزاب را تضمین میکند، خلاصه شود، هیچ مشکلی به یک نظام اسلامی ایجاد نمیکند. ولی آنچه که باعث تصادم این دو رویکرد میگردد و نقطه عطف و مانع انطباق هر دو نظام میگردد، در حقیقت مسأله حاکمیت است.

تفسیرواستنباط متفاوت ازدین اسلام مطابق با مقضیات عصر با بیان ثابت ها و متغیرات , مطلق و نسبی , تاریخی و ابدی در احکام اسلامی ، ساحه نفوذ آن در جامعه و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی ،همه و همه میتوانند در چگونگی پایه گذاری تیوری های جدید عملی در جهت هماهنگی میان این دو شیوه زندگی کمک کنند، ولی بسیار دشوار است که پرابلماتیک یا معضله " مسأله حاکمیت" را با آن حل نمود.ّ

همیشه متفکرین مسلمان روی اندیشه سیاسی اسلام و اصول اساسی و معیار های حکومت اسلامی در حیطه حاکمیت الهی بحث و اظهار نظرنموده اند، ولی درآن هیچنوع نظریه سیاسی را خارج از حاکمیت قوانین اسلامی تصورنمیکنند. برای زمامداران اوصاف و مشخصات وضع نموده و سرچشمه همه قوانین یک دولت را دراحکام و مبادی اسلام میدانند. دانشمندان وفقهای مسلمان دردوران اوج دامنه حاکمیت اسلام در عهد خلفای اموی ها و عباسی ها, زیر تأثیرعوامل متعدد از جمله استبداد، سرکوبی روح ابداع و خلاقیت قرار گرفتند که مانع رشد تیوری های سیاسی لازم برای ترسیم یک چارچوب مشخص برای انکشاف, تداوم یک نظام سیاسی گردید. در دوران گسترش و حکمروایی اسلام در سرزمینهای جدیدالتسخیر، آنچه را خود تجربه نموده بودند بر دیگران تطبیق و نافذ میساختند.

از سوی دیگر دموکراسی با دولت مدرن همگام پا به عرصه وجود نهاده و درحوزه مدرنیته رشد نموده اند. ارزشهای هوینی بستر تاریخی دموکراسی در شکل و ساختارش بازتاب یافته است که باعث عدم هماهنگی آن با ارزشهای فرهنگی وهویتی تعدادی ازجوامع بشری میشود. اززمانیکه مسلمانان با مدرنیته و پدیده دموکراسی مواجه شده اند, در قبال آن و ضمایم مختلف این پدیده ها موقف روشن و مشخص را مبتنی بر ارزشهای دینی , هویتی و اجتماعی خویش اتخاذ نکردند تا بتوانند از آن بهره برداری درست نمایند.

دموکراسی زمانی میتواند جایگاه و مصداقیت خود را درجوامع مختلف بشری پیدا کند که یک تعریف کلی دور ازضمایم اقتصادی, ایدیولوژیکی دموکراسی,معیار ها وارزش های فرهنگی و هویتی هر جامعه برایش ارائه شود تا زمینه انطباق آن با سایرجوامع فراهم شود و مشروعیت و مصداقیت خود را در جوامع غیر از بستر تاریخی اش به اثبات برساند. و یا اینکه به دموکراسی بر اساس سنن وباور های هر ملت تعریف جداگانه ای ارائه نمود درآنصورت ما ازیک دموکراسی نه بلکه از دموکراسی ها حرف خواهیم زد. راقم این سطورچنین تعریف را برای دموکراسی تصور میکند : « دموکراسی در حقیقت سازمان دهنده حیات سیاسی یک جامعه بوده که اراده اکثریت مردم را بازتاب داده و به آن احترام میگذارد» . بنابرین تعریف , همزیستی دموکراسی را با سایر ارزشها ونهاد های هویتی موجود درهر جامعه میتوان تصور کرد.


mahjoor.univ-rouen@orange.fr

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:16  توسط ترابی  | 

دفاع از نماد دموکراسي

منصوريدفاع از نماد دموکراسي
آذر منصوري


--------------------------


بعد از نهضت مشروطه خواهي در ايران، همواره از پارلمان به عنوان نماد و سمبل دموکراسي نام برده شده است و همواره مقاومت هايي تا حد به توپ بستن آن نيز وجود داشته، اما تفاوتي که بين پارلمان نظام جمهوري اسلامي و نظام سلطنتي شاه وجود داشته و دارد اين است که در نظام اسلامي مجلس با ميزان بودن راي مردم شکل مي گيرد، درست برخلاف آنچه در نظام سلطنتي شاه اتفاق مي افتاد. رژيم شاه، انتخاباتي را به صورت کاملاً فرمايشي و نمايشي برگزار مي کرد. او نمايندگاني را که خود از پيش معين کرده بود در معرض انتخاب مردم قرار مي داد و از انتخابات در حد نمايشي براي مشروعيت بخشي خود و تداوم ديکتاتوري و استبداد سلطنتي بهره برداري مي کرد.در واقع تفاوت عمده مجلس شوراي اسلامي با مجلس رژيم طاغوت در نوع نگاه به انتخابات و راي مردم نمايان مي شود. در کشور ما همه ديدگاه ها و جريانات سياسي به اين واقعيت اذعان دارند که هرچه ميزان مشارکت مردم افزايش يابد، نمايانگر تقويت نقطه اتکا به مردم به عنوان پشتوانه اصلي نظام مردم سالار است و بالعکس هرقدر از ميزان مشارکت کاسته شود اين اتکا و پشتوانه به سستي و بي اثري راي و نظر مردم تبديل مي شود. پارلمان به عنوان يکي از اصلي ترين ارکان نظام هاي دموکراتيک، در صورتي واجد مشروعيت خواهد بود و در صورتي توان قانونگذاري و نظارت موثر بر ارکان حکومتي را خواهد داشت که با ميزان قرار دادن راي مردم به عنوان تعيين کننده واقعي راه يافتگان، تشکيل شود؛ با در نظر داشتن اين نکته که هرچه رقابت هاي پارلمانتاريستي با حضور احزاب به وقوع بپيوندد، مجلس شکل گرفته نيز با فراکسيون هاي قوي و موثر و پاسخگو فعاليت خواهد کرد اما متاسفانه در کشور ما با شکل گيري هفت دوره پارلمان پس از انقلاب و پارلمان هاي پيشين، هنوز رابطه معني داري بين پارلمان و احزاب تعريف نشده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و حتي پيش تر، همزمان با تشکيل اولين مجلس در ايران انتظار محتمل اين بوده که احزاب پابه پاي پارلمان رشد کنند و در ايران نيز مانند کشورهاي همسايه و کشورهاي دور و نزديک احزاب تعيين کنندگان اصلي آرايش راه يافتگان به مجلس باشند. اما به دلايل متعدد منجمله خلاء قانوني و مقاومت جريان هاي ضدتحزب در برخي ارکان حکومتي و جدي تر شدن اين مقاومت در دولت نهم، اين تعيين کنندگي در حداقل خود باقي مانده است. انتخابات دور هشتم مجلس شوراي اسلامي در حالي برگزار شد که احزاب با گرايش هاي مختلف به عنوان آغازکنندگان اصلي به تدوين استراتژي و برنامه مبادرت ورزيدند. اما اقدامي صورت گرفت که نه تنها منجر به کاهش اثرگذاري احزاب به ويژه احزاب منتقد در انتخابات شد، بلکه تکليف دوسوم کرسي هاي پارلمان هشتم ايران نيز از قبل روشن و مشخص شد. بسياري از نيروهاي موثر و منتقد دولت با رفتارهاي هيات هاي اجرايي و نظارت استصوابي از گردونه رقابت حذف شدند و کمتر از 130 کرسي با وضعيتي نه چندان رقابتي براي حضور اصلاح طلبان باقي ماند؛ اتفاقي که به نظر مي آيد در راستاي يک دستي و تک صدايي کردن آن به وقوع پيوست. ترجيح دادن منافع حزبي و گروهي به منافع ملي و تقويت اعتماد و مشارکت مردم در اين دوره از انتخابات موجب افت مشارکت مردم به ويژه در شهرهاي بزرگ شد. اما با همه اين محدوديت ها، تعداد قابل توجهي از کانديداهاي منتقد دولت به مجلس راه پيدا کردند و تعداد قابل توجهي نيز در دور دوم انتخابات در صحنه رقابت حضور دارند. در واقع نه تنها مجلس هشتم تک صدايي نشد، بلکه هنوز نتايج 81 کرسي نيز مشخص نشده است و مدافعين تک صدايي مجلس نتوانستند اکثريت مطلق را در مجلس به دست آورند؛ با در نظر داشتن اين واقعيت که آنها فکر مي کردند بيش از 200 کرسي از اين پارلمان به نمايندگان آنان اختصاص پيدا خواهد کرد. در واقع حضور ائتلافي و معترضانه اصلاح طلبان بازي موافقين تک صدايي را بر هم زد، به گونه يي که از 209 کرسي تعيين شده، تعداد 105 نفر را راه يافتگان اصولگرا تشکيل مي دهند که از اين جمع تعداد قابل توجهي با توجه به فضاي نارضايتي عمومي از عملکرد دولت نهم به منتقدين و مخالفين تبديل خواهند شد و بقيه منتخبين نيز از نيروهاي اصلاح طلب و منفرد هستند که خارج از گرايش هاي شناخته شده سياسي موجود هستند. دلايلي که براي حضور در مرحله دوم مطرح است همان دلايلي است که اصلاح طلبان براي حضور و مشارکت در دور اول انتخابات برمي شمردند و با توجه به نتيجه به دست آمده به نظر مي آيد که دلايل فوق در اين مقطع جدي تر نيز شده باشند. اين واقعيت پذيرفتني است که مدافعين تک صدايي از همه توان گروهي خود استفاده کردند تا شاهد شکل گيري مجلسي باشند که هيچ صداي مخالف و منتقدي از آن خارج نشود. بسياري از نيروها را با نظارت استصوابي و هيات هاي اجرايي از گردونه حذف کردند. اجازه حضور برابر به ناظرين کانديداهاي اصلاح طلب ندادند، بسياري از ناظرين را موقع شمارش آرا از حوزه هاي اخذ راي بيرون کردند، اما تجربه ثابت کرده، هر کجا که درصد مشارکت مردم بيشتر بوده، شانس اصلاح طلبان نيز براي پيروزي بيشتر و بالعکس هر کجا درصد مشارکت کاهش يافته، اصلاح طلبان از اقبال و شانس کمتري براي راه يافتن به مجلس برخوردار بوده اند. به بيان ديگر گزينه مورد اقبال طرفداران تک صدايي مجلس درصد معين و قليلي از مشارکت مردم است. حتي اگر اين مشارکت زير 50 درصد هم باشد. ترجيح منافع حزبي و گروهي آنها در حدي است که حاضرند افزايش مشارکت مردم را که مساوي است با پيروزي رقيب، قرباني منافع و رويکرد تک صدايي خود کنند اما اتفاقي که در دور اول انتخابات رخ داد مجلس هشتم را از تک صدايي خارج کرد. در دور دوم نيز بايد با شور و اميد به آينده و نجات اين کشور با مشارکت بيشتر در کرسي هاي باقي مانده، زمينه حضور اقليتي قوي و اثرگذار را در قوه قانونگذاري فراهم آورد و اجازه نداد پارلمان ايران به قدري نحيف و لاغر بي اثر شود و همچنان بايد از اين نهاد به عنوان نماد قوام بخش دموکراسي در ايران حمايت کرد. مهمترين آسيب پارلمان ايران تک صدايي است و تک صدايي نيز در اين مقطع تاريخي به منزله تعطيلي و خاموشي به ظاهر روشن رکن بنيادين دموکراسي در اين کشور است.

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:51  توسط ترابی  | 

درسهائی از مدیران بزرگ

·        پنج درس از جان چمبرز(مدیر عامل سیسکو) درباره مدیریت رشد

1. مشتری را در کانون فرهنگ سازمانی خود جای دهید . درآمد کارکنان سیسکو رابطه مستقیم با میزان خشنودی مشتری دارد.

2. به یکایک کارکنان اختیار دهید . بهره وری بالا می رود و ماندگاری افراد بهتر می شود .

3. با تحول ، شکوفا شوید .

4. کار تیمی نیاز به ارتباط دو جانبه و اعتماد متقابل دارد.

5. مشارکت نیرومند بسازید . تاکید رهبری سازمانی در این دهه ، بر گسترش درونی تملک های موثر ، و ایجاد نوعی همزیستی بنگاه ها در چارچوب مشارکت در یک مدل افقی است .

·        پنج درس از جرگن شرمپ ( مدیر عامل دیملر کرایسلر) درباره مدیریت ادغام های بسیار کلان

1. مواظب باشید خطرات تساهل بیش از حد باشید .

2. از همان اول کار، موضوعات ناخوشآیند را یه میان آورید .

3.بسیار بهتر است سریع کارکنید ، وگه گاه مرتکب اشتباهی هم بشوید ، تا این که لخت باشید .

4. وقتی هوای تغییر از سر افراد بیفتد ، خیلی بیش تر در برابر آن ایستادگی می کنند ، تا هنگامی که انتظارش را دارند.

5. روراست باشید ، چون می دانید چه چیزی روح کارکنان را تازه می کند ؟ صداقت. جداً می گویم . منظورم این است که هیچ کس در این دنیا انتظار صداقت ندارد.

·        پنج درس از سانفورد ویل ( کی از دو مدیر عامل سیتی گروپ ) درباره پیروزی ادغام

1. در ادغام ، بیش از حالت عادی ، در تصمیم گیری شتاب کنید. این موجب می شود افراد خوب را از دست ندهید و در عین حال ، همگان پیام شما را دریافت کنند.

2. طرف مقابل و افراد آن را محترم دارید . با افراد صحبت کنید ، در دسترس باشید ، به پرسش های آنان پاسخ دهید . اگر افراد به این باور برسند که کار شما در جهت خلق یک سازمان کارامدتر با رشد سریع تر است ، گمان می کنم خیلی بیش تر مایل باشند خود را برای تغییرات آینده آماده کنند.

3. از اختیار خرید سهام و امتیازهای مشابه برای تشویق کارکنان به مالکیت کمک گیرید تا همه خود را جزیی از سازمان جدید به شمار آورند.

4. وقتی می خواهید درباره افراد تصمیم بگ